خس

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

ساعت چنده؟!

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۴۵ ب.ظ

تو که می آیی خانه مان، زمان جور دیگری می گذرد. جور شادتری با بپر بپر بیشتر. 

من بی خیالِ عقربه هایی که جلو چشممان روی دیوار چرخ می خورند، مدام از تو ساعت می پرسم و بعد هربار ذوق می کنم که هنوز "بیست دقیقه به ربع" است و تو همچنان کودکی...


پ.ن: تبدیل خاخا به خاله دردناک بود. تبدیل خاله خاطمه به خاله فاطمه دردناک تر. بزرگ شدن بچه ها غم انگیز است. پیر شدن خودم را هم که اضافه می کنم غم انگیزتر... 

  • فاطمه فاطمی

نظرات  (۳)

راست گفتید
چیزهای غم انگیزی هستند
غمگینی اش تو ام با شادی بزرگ شدن است البته
فقط دلمان تنگ شیرین کاری ها میشود.
:)
پاسخ:
بزرگ شدن برای بچه ها شاید شیرین باشه ولی از یه جایی به بعد واقعا اگه تلخ نباشه دیگه شیرین نیست...
من دیگر زمان را به باد سپرده ام؛
ساعتها را میگذرانم بدون توجه به فریادهای عقربه ها...
دلتنگ بپربپری هستم که از حمله ی فربادها به آغوش گرمش بگریزم!
خوش به حالت :)
قدر بچه هارو بدون!
من که دیگر کودک درونمم ازم سراغی نمیگیره!
دنیای بزرگترها وح شت ناک است!
پاسخ:
واقعا بزرگ ترها بیشتر از بچه ها به بغل کردن اونا احتیاج دارن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">