خس

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

ساعت چنده؟!

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۴۵ ب.ظ

تو که می آیی خانه مان، زمان جور دیگری می گذرد. جور شادتری با بپر بپر بیشتر. 

من بی خیالِ عقربه هایی که جلو چشممان روی دیوار چرخ می خورند، مدام از تو ساعت می پرسم و بعد هربار ذوق می کنم که هنوز "بیست دقیقه به ربع" است و تو همچنان کودکی...


پ.ن: تبدیل خاخا به خاله دردناک بود. تبدیل خاله خاطمه به خاله فاطمه دردناک تر. بزرگ شدن بچه ها غم انگیز است. پیر شدن خودم را هم که اضافه می کنم غم انگیزتر... 

  • فاطمه فاطمی

اضغاث احلام

دوشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۱۳ ب.ظ

اینکه بگویی خواب دیده ای یک نفر از سفر زیارتی برگشته، این قدر به دیگران حس خوبی می دهد که مجبور می شوی از تعریف بقیه خواب صرف نظر کنی و در مورد حمله ی گاومیش های غول پیکری که برای سربریدن جلوی پای زائر آماده شده بودند و کلی خون و خونریزی که در ادامه اش اتفاق افتاده بوده، هیچ حرفی نزنی... :/


پ.ن: خواب عمو داوود خدابیامرز را دیده بودم. مادرم بنده خدا، چندین بار باذوق برای فامیل تعریف کرده که من خواب دیده ام عمو از سفر خانه ی خدا برگشته، عجب هم حال خوشی داشته است D:

  • فاطمه فاطمی